تبلیغات
ترجمه اهنگ های ابرو گوندش - ...ve böyle oldu ki
 
ترجمه اهنگ های ابرو گوندش
ebru،Seni Sevmeyen Ölsün
صفحه نخست               تماس با مدیر          از وبلاگ خودتان کسب درآمد کنید             RSS               ATOM
درباره وبلاگ


سلام به همگی
من از اونجایی که علاقه خاصی به ابرو دارم تصمیم گرفتم آهنگاشو ترجمه کنم تا هم وطنان عزیزم که عاشق اهنگای اونن ازش استفاده کنن
امن تو این وبلاگ سعی کردم ترجمه ها رو به ترتیب از اولین آلبوم ابرو بنویسم
امیدوارم بتونم همه ی آهنگ هارو براتون بزارم
از دوست بسیار عزیزم سعید هم بسیار تشکر میکنم که قبول کرد که در ترجمه مطالب منو کمک کنن.
امیدوارم از مطالب لذت ببرید

مدیران وبلاگ : توحید و سعید
نظرسنجی
انصافا وقتی به وبلاگ میاید، به بقیه مطالب هم سر میزنید یا فقط همون صفحه ای که گوگل براتو باز کرده رو میخونید و تمام؟ هان؟





جمعه 2 مهر 1395 :: نویسنده : mutlu altin
درست شش سال میگذره... از روزی که توحید اومد پیشم و با لحن مخصوص خودش با هیجان گفت: سعید دییووووانه س...دیوووووانه س....
اون روز مسیری تو زندگی ما شروع شد که ما رو به چیزی که الان هستیم تبدیل کرد. شاید اگه دایی توحید به خونه برنمیگشت، شاید اگه اونروز هوا سرد نبود، شاید اگه توحید سوار ماشین داییش نمیشد...شاید اگه تو اون ماشین اون موزیک رو نمی شنید...شاید...شاید اون موقع هیشکدوم ما چیزی که الان هستیم نبودیم.
همه چیز خیلی ساده شروع شد، خیلی هم ساده ادامه پیدا کرد خیلی نرم و بی صدا ولی امروز که بعد این همه مدت به عقب برمیگردیم و به رد پای خودمون نگاه میکنیم، مطمعنیم که چی باعث شده خودمون، خود حقیقیمون، روح اصالتمون رو بشناسیم. توحید تو مشهد، من تو تبریز، محمد تو شمال و همه بچه ها هرجای دیگه...
شاید اگه اونروز توحید اون موزیک رو تو ماشین نمی شنید، ممکنه خنده دار به نظر بیاد، ولی نمیدونست با چه لباسی تو جشنواره عکس بندازه و به همه با "افتخار" نشون بده، شاید من  نمیدونستم تو خونه چه زبونی بهم یاد دادن و چقدر مهمه که سالم و "کامل" ازش استفاده کنم... شاید اونوقت دیگه بهم نمی گفتن:مهدی هم همشهری تو ه...ولی ما لهجه تو رو اصلا حالی نمیشیم...و شاید هم اینکه اونا "چرا" لهجه من رو حالی نمیشن اینقدر باعث خوشحالیم نمیشد.
همیشه از اینکه توحید فکر بازی داشت خوشم میومد، از اینکه به خودش نمیگفت:نه اونا حرفه این،اونا امکانات دارن، اونا بلدن...نه من نمیتونم اینجور کاری بکنم...
از اینش خوشم میومد که جرات داشت بیاد بگه سعید بیا برا فلان فیلم زیرنویس بنویسیم، بیا برا فلان موزیک تکست بنویسیم،بیا ببین این شعرو من نوشتم
عاشق اینش بودم که هروقت چیزی میدید فکر میکرد من هم میتونم همچین کاری بکنم...
یه روز که برگشته بودیم گفت:راستی سعید یه وب باز کردم،شرو کردم از اول همه آلبوما رو دارم ترجمه میکنم،میخوام همه شونو دونه به دونه تا آخر بذارم، بیا باهم تا آخرش بریم، وب ما باید آخرش باشه...!
و چن روز بعدش یکی از بچه هایی که نظر داده بود، گفته بود"بزرگ ترین مرجع ترانه های ابرو گوندش" و همون شد شعار و امیدمون
چن وقت بعد فکر کردیم کنار ترجمه ها خود موزیکارم برا دانلود بذاریم، یه مدت بعد تصمیم گرفتیم عکسا بعدشم ویدیو ها روهم آپ کینم و من هم اولین کار زیرنویسم رو برا شروع گذاشتم و اینطور شد که...امروز وب ما اولین نتیجه سرچ تو گوگل شده، ینی همون
 "بزرگترین مرجع ترانه های ابرو گوندش"




نوع مطلب :
برچسب ها :
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


 
   

ebrugundes| ترجمه, دانلود, ابرو

  • paper | قالب بلاگ اسکای | اس ام اس دون